محمد تقي المجلسي (الأول)

176

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

خلاص گردد از سوگند و كفارت نباشد و همچنين اگر مستحق بميرد امّا اگر گفته باشد كه بدهم حق او را بايد كه بورثهء او دهد خاتمه چون سوگند خورد كه فعل نكند بايد كه هرگز نكند و قبول كنند دعوى او را كه تعيّن كرده تا يكى و اگر سوگند خورد كه فعل كند يك بار كافى باشد و لازم نباشد كه فى الحال كند و تنگ شود وقت ان چون گمان مرگ داشته باشد و اگر سوگند خورد كه صدقه نمايد مال خود را داخل باشد در ان عين و دين و اگر سوگند خورد به چيزى از براى اوّل كسى كه در خانهء او درايد ان از براى اوّل كسى باشد كه بخانهء او رود و اگر چه غير او بانجا نرود و اگر گويد از براى اخر كسى كه در خانه درايد ان از براى اخر كسى كه در خانه درايد پيش از موت او و زيور و شاملست انگشترى و دُر را و كفارت لازم مىشود بمخالف سوگند به اختيار و اگر چه نه بجهة فعل او باشد همچنانكه او سوار باشد الاغى را و ان در خانه رود كه او سوگند خورده كه در انجا نرود و لازم نميشود باكراه و بفراموشى و بندانستن حكم ان مقصد سوّم در كفارات و در ان دو بابست [ باب ] اوّل در اقسام و انسه است مرتبه و مخيره و كفارت جمع امّا مرتبه سه است كفارت ظهار و كشتن بخطا و واجب است درين هر دو كه بنده ازاد كند پس اگر عاجز باشد دو ماه روزه پياپى بدارد اگر ازاد باشد و يك ماه پياپى بدارد اگر بنده باشد و اگر نتواند شصت مسكين را طعام دهد و كفارت گشودن روزهء قضاى رمضان بعد از زوال و واجب است در انكه ده مسكين را طعام بدهد و اگر عاجز باشد سه روز روزه بدارد پياپى و امّا مخيره پس انچهار است اوّل كفارت افساد ماه رمضان دوّم روزهء نذر و عهد نزد اكثر و واجب است در هر دو ازاد كردن بنده يا شصت مسكين را طعام يا روزهء دو ماه پياپى سوّم كفارت يمين چهارم خلف نذر و عهد غير روزه و واجب است در اينها ازاد كردن بنده يا ده مسكين را طعام يا كسوت ايشان و اگر عاجز باشد از هر سه سه روز روزهء پياپى بدارد و كفارت جمع در دو چيز است كشتن مومن بعمد و ظلم و افساد روزهء رمضان به چيزى حرام و واجب است در اينها ازاد كردن بنده و دو ماه روزهء پياپى و طعام دادن شصت مسكين و كسى كه سوگند خورد به بيزارى از خدا يا از رسول يا يكى از ائمه ع و خلاف كند واجب شود برو كفارت ظهار نزد اكثر پس اگر عاجز باشد كفارت يمين لازم گردد و بعضى گفته‌اند كه كناهكار باشد و هيچ كفارت نباشد و در بريدن زن موى خود را در مصيبت بعضى گفته‌اند كه كفارت رمضان واجب است و بعضى گفته‌اند كه كفارت ظهار و بعضى گفته‌اند كه گناهكار مىشود و برو كفارت نيست و اگر زن بر كند مويخود را در مصيبت يا روى خود را بخراشد يا مرد پاره كند جامهء خود را در موت فرزند يا زوجهء خود برو كفارت يمين واجب مىشود و كسى كه نكاح كند زنى را در عده جدا شود از او و كفاره دهد به پنج صاع ارد و كسى كه خواب كند نماز خفتن نگذارده تا وقت بگذرد ان روز اينده روزه بدارد و كسى كه نذر روزه كند و عاجز باشد از ان طعام دهد يكمسكين را به دو مد پس اگر عاجز باشد صدقه كند بانچه تواند و اقرب انست كه هر سه اخرين سنّت‌اند باب دوّم در چيزى كه كفارت به آنست و ان عتق است و روزه و طعام دادن مسكينان و كسوت ايشان و در ان سه بحث است بحث اوّل در عتق و ان واجب است در كفارت مرتبه بر كسى كه مالك بنده باشد يا ثمن ان با وجود بايع ان و شرطست كه بنده مسلمان باشد يا به حكم مسلمان و جائز نيست بچه در شكم و نه طفليكه از دو كافر باشد و اگر چه بنزديك بلوغ باشد و اظهار اسلام كند و شرط است در اسلام بنده اقرار بشهادتين نه گذاردن نماز و بيزارى از غير اسلام و طفل تابع يكى از پدر و مادر است در اسلام و اسير كننده را تابع نيست در اسلام اگر چه